داستان بامحوریت امید و امنیت؛جهت ایجاد امید به آینده؛
سگ هایی بودند که در رودخانه ای زندگی میکردند؛سیل خانه شان را خراب میکند؛و بچه سگ ابی بوده که فکر میکرده نمیتونه خونشون رو درست کنند؛مادر میگه: نه ماهنوز دندون های تیزمون رو داریم؛هنوز دست های قوی مون رو داریم؛شاخ هامون رو داریم؛ما بااین ها خانه مام را ساختیم و دوباره میسازیم…